|
آنچه میخوانيد مصاحبه نسبتا مشروح عيسی سحرخيز، از چهره های
شاخص اصلاح طلب در جمهوری اسلامی است كه با راديو آلمان انجام
شده است.
عيسى
سحرخيز:
من
تصورم
اين
است
كه
نمىشود
جنبش
اصلاحات
را
در
ايران
و
يا
اصلاحطلبهاى
ايران
را
به
همين
راحتى
عنوان
كنيم
كه
نمايندهشان
جناب
آقاى
معين
است.
زيرا
همانطور
كه
مىدانيد،
اگر
جنبش
اصلاحات
را
يك
طيف
وسيع
ببينيم
و
كسانى
را
كه
از
آقاى
خاتمى
حمايت
كردند
و
به
او
رأى
دادند،
بويژه
در
مرحله
دوم،
شاهد
اين
مسئله
هستيم
كه
يك
طيف
وسيعى
از
حركت
مسالمتآميز
و
اصلاحطلبانه
در
ايران
حمايت
كرده
و
مىكنند
و
اكنون
نيز
راهكارها
و
راهبردهاى
خاص
خودشان
را
كه
در
مواردى
مىتواند
متضاد
باشد،
بيان
مىكنند.
در
همين
جريان
گروههاى
هجدهگانه
ما
الان
شاهد
اين
هستيم
كه
گروهى
كه
چسبندگى
بيشترى
به
محافظهكارها
داشت،
الان
نماينده
محافظهكار
يعنى
جناب
آقاى
هاشمى
را
برگزيده
است.
يك
گروه
صحبت
از
حمايت
از
آقاى
كروبى
مىكند.
گروههاى
كوچكترى
نيز
وجود
دارند.
يك
گروه
هم
طبيعتا
كه
بخشى
از
نيروهاى
اصلاحطلب
پيگير
و
پيشرو
جزو
آنها
هستند
از
آقاى
معين
حمايت
مىكند.
اما
هنوز
كسانى
را
هم
در
همين
طيف
جنبش
اصلاحات
داريم
كه
نامزدهاى
خود
را
معرفى
نكردهاند،
در
حال
بررسى
هستند
يا
برنامههاى
مورد
نظر
خود
را
كه
حاضرند
از
يك
نامزدى،
بشرط
اين
كه
آن
برنامهها
را
در
نظر
بگيرد
يا
قول
اجرايشان
را
بدهد
يا
نيروهاى
مشخصى
را
مطرح
بكند،
هنوز
بهنظر
من
وارد
كارزار
نشدهاند
و
متاسفانه
دارند
دير
وارد
مىشوند.
گروه
ديگرى
را
داريم
كه
بحث
تحريم
انتخابات
و
عدم
شركت
در
انتخابات
را
مىكند
و
آنها
هم
خودشان
هر
كدام
بحث
خاصى
را
دارند.
بعضى
كلا
انتخابات
را
مردود
مىدانند
و
حتى
به
نوعى
بحث
رفراندم
را
مطرح
مىكنند.
ولى
طبيعتا
نگاه
بيشتر
اين
هست
كه
شركت
كنند.
در
نتيجه
ما
با
يك
طيف
بسيار
گستردهاى
مواجه
هستيم
كه
از
لحاظ
شركت
يا
عدم
شركت
اختلافنظر
دارند.
ولى
از
سوى
ديگر
اين
فضا
كمك
كرده
كه
بين
اصلاحطلبها
يك
مرزبندى
كه
تا
پيش
از
اين
ناروشن
بود
و
ملاحظات
سياسى
جلوى
بيان
آن
را
مىگرفت،
مشخص
شود،
گروههايى
كه
اهداف
و
برنامههايشان
با
يكديگر
همخوانى
ندارند.
در
واقع
آن
دستهبندىهاى
گذشته
كنار
رفته
و
يك
دستهبندىهاى
جديدى
دارد
شكل
مىگيرد.
راديو آلمان-
آن
جناح
از
اصلاحطلبان
كه
شما
معتقديد
همان
جناح
پيشرو
است
و
نامزد
رياستجمهورىاش
آقاى
مصطفى
معين
هستند،
به
هر
حال
برنامههايى
ارائه
دادهاند.
دراين
برنامهها
به
نظر
نمىآيد
كه
همان
سياستهاى
گذشته
اصلاحطلبانه
را
پيش
مىگيرند.
از
شعارهاى
گذشته
خبرى
نيست،
شعارهايى
مانند«ايران
براى
ايرانيان»
يا
«توسعه
سياسى»
يا
«آزادى
احزاب
و
مطبوعات»
يا
«آزادى
بيان»
يا
«برگزارى
يك
انتخابات
آزاد...
عيسى
سحرخيز:
من
فكر
مىكنم
تحليل
جنابعالى
يا
دوستان
ديگر
يك
مقدار
بدليل
اين
كه
مطبوعات
را
بستهاند
و
تريبون
براى
اين
گروه
از
اصلاحطلبان
وجود
ندارد
شعارها
خودشان
را
نشان
نمىدهند دقيق نباشد.
مثلا
شما
عنوان
مىكنيد
«چرا
شعار
ايران
براى
ايرانيان
را
نمىدهند»،
درصورتيكه
اگر
به
ميتينگ
دو
هفته
پيشى
كه
در
آنجا
خانم
كولايى
معرفى
شدند،
نگاه
كنيم،
در
آنجا
دو
شعار
اساسى
وجود
داشت.
يكى
از
آنها
«ايران
براى
همه
ايرانيان»
بود
و
تاكيد
بيشترى
هم
بر
اين
مسئله
وجود
دارد.
روشنتر
هم
در
واقع
در
صحبتها
مطرح
هست
كه
نگاه
فارغ
از
مرزها
و
فارغ
از
ايدئولوژىهاى
خاص
است.
همينطور
وقتى
صحبت
اصلاحات
مىشود،
شعارى
كه
مطرح
شده
و
بيان
مىشود،
اصلاحات
يك
گام
به
پيش
است.
يعنى
تاكيد
براين
است
كه
آنچيزى
كه
آقاى
خاتمى
به
عنوان
شعارهاى
انتخاباتى
مطرح
مىكرد،
نه
تنها
جزو
برنامه
قرار
دارند،
بلكه
ارزيابى
آن
چيزهايى
كه
مانع
پيشرفت
برنامه
آقاى
خاتمى
شد
و
تعيين
رهبردها
و
راهكارهايى
كه
آن
موانع
را
مىتواند
از
بين
ببرد،
مدنظر
قرار
گرفته
است.
در
نتيجه
من
فكر
مىكنم
آن
چيزى
كه
مطرح
مىشود،
نبود
يك
تريبون
مناسب
و
نبود
رسانههاى
مختلف |